بصيرت بايد هميشه در اولويت باشد
‹ آنچه كه راه را مشخص ميكند، بصيرت است. بسيجيان در قبال پيچيدگى اوضاع توانستهاند در ذهن خود و فكرخود و شخصيت خود پيچيدگى ايجاد كنند و بشناسند؛
قضاياى سال ۸۸ اين را نشان داد. ممكن بود خيلىها اشتباه كنند و خيلىها هم اشتباه كردند؛ اگرچه اكثر آنكسانى كه اشتباه كرده بودند، به فاصلهى كمى اشتباه را تصحيح كردند؛ اما حركت عظيم بسيج، اين شاخصبصيرت و اين پرچم بصيرت را براى خود حفظ كرد؛ اشتباه نكرد؛
همان طور كه اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا يعرف الحقّ بالرّجال»؛
با چهرهها نميشود حق را تشخيص داد.
يك چهرهى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تكريم است؛ اما او نميتواند شاخص حق باشد.
بايد حق راشناخت، بايد راه را تشخيص داد تا بفهميم اين شخص حق است يا باطل.
هر كه از اين راه رفت، حق است؛ هركه از راه حق نرفت، مردود است.
حق را بايد شناخت. جماعت جوانِ مؤمنِ گردآمدهى در زير سقف بسيج و پرچم بسيج، اين بصيرت را نشان دادند؛ نشان دادند بابصيرتند.
بصيرت، عنصر اول است. در آينده هم بايد همين جورباشد.
قدرت تحليل بايد پيدا كرد، قدرت تشخيص بايد پيدا كرد.
امام (ره) فرمودند اگر من از اسلام جدا شوم، مردم از من رو برخواهند گرداند.
شاخص، اسلام است؛ شاخص،اشخاص نيستند؛
اين حرف امام (رضوان اللَّه عليه) است. او به ما ياد داد كه راه را تشخيص بدهيم، حركت صحيح را تشخيص بدهيم، نقشهى دشمن را بفهميم و بخوانيم تا بتوانيم بفهميم كدام كار در جهت دشمن و در خط دشمن است و كدام كار در ضد اوست.
پس بصيرت، عنصر اول است. بصيرت را نبايد فراموش كرد.
۱۳۸۹/۰۸/۰۲