مناسبت جديد در تقويم جمهوري اسلامي ايران



شهيداحمدي روشن ،شهيد شهرياري،شهيد علي محمدي،شهيدرضايي نژاد
شرمنده تان شديم
ما را حلال كنيد

ديداري لذت بخش هر چند با اعمال شاقه

ديروز جاي همگي تان خالي بود رفته بوديم براي ديدار آقا

البته با اعمال شاقه

چرا؟

چون كه:
1: اتوبوسي كه من توش نشسته بودم ، در وسط راه و در زير بارش شديد برف و كولاك پنچر شد و ما هم همهگي در خواب بوديم؛ با وجود اينكه خواب بنده ي حقير بسيار فراتر از حد معمول سنگين مي باشد ، ولي من بعد از مدتي متوجه شدم كه اتوبوس در يك جايي ثابت متوقف شده و هيچ حركتي نميكند؛ اول با خودم گفتم شايد دارم خواب مي بينم ولي بعد متوجه شدم كه صداي عجيبي از بيرون به داخل مي آيد و آنهم سر و صداي ابزار راننده ي بيچاره بود كه مشغول قرار دادن جك و بلند كردن اتوبوس بود ولي از قرار كعلوم آن جك هم با ما سر ناسازگاري گذاشته بود و گفت كه هرگز بالا نخواهد رفت!!!
بالاخره بعد از اينكه ديگه همه تقريباً متوجه پنجري اتوبوس شده بودند، بعد از گذشت يك ساعت بالاخره يه جوون مردي پيدا شد و با جك كاميونش كمك كرد كه لاستيك زاپاس رو بندازيم و به حركت مون ادامه بديم.

2: بعد از تأخير به وجود آمده دقيقاً اتوبوس ما به اندازه يك ساعت از بقييه ي اتوبوس ها عقب افتاده بود.بطوريكه وقتي اونا داشتند نماز صبح ميخوندن، ما داشتيم ميومديم ؛ وقتي اونا داشتن صبحانه ميخوردن ، ما داشتيم نماز صبح ميخونديم ؛ وقتي اونا داشتن وارد تهران ميشدن ، ما داشتيم صبحانه ميخورديم ؛ وقتي اونا وارد بيت رهبري مي شدن، ما داشتيم تازه وارد تهران مي شديم ؛ وقتي اونا سرود و شعر براي آقا مي خوندن؛ ما داشتيم توسط برادراي زحمت كش ، خوش برخورد ، گاهاً خوش تيپ!!! ، و البته بسيار جدي يعني اعضاي حفاظت از بيت رهبري بازرسي بدني مي شديم؛

خلاصه بعد از گذشت تقريباً نيم ساعت از آغاز سخنراني آقا ما بالاخره تونستيم وارد حسينيه بشيم و اونهم طبقه بالا و نه در كنار ميله ها بلكه در انتهاي طبقه بالا؛

حمايت كنيم يا نه؟

در ابتداي اين مطلب بايد عرض بكنم كه اين مطلب به منزله ي ارادت قلبي من نسبت به دولت تدبير و اميد نمي باشد.

بعد از مدتي كه نميخواستم درمورد دولت تدبير و اميد !!! آقاي روحاني مطلبي بنويسم، اين روزها در برخي اظهار نظرها پيرامون دولت يازدهم شاهد هستم كه بعضي از دوستانم كه الحق و الانصاف هيچ غرض شخصي و انتقامي ندارند و همه اش از روي دلسوزي دارن انتقاد ميكنند ، متأسفانه گاهي در حق اين دولت ظلم ميشه(البته تا قبل از اينكه خود منو محكوم بكنيد، بايد عرض بكنم كه من خودم هم در اوايل دولت و تا قبل از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان نيروي هوايي هميشه سرفراز ارتش جمهوري اسلامي ايران ، جزو اين افراد بودم)
ولي  امروز بعد از اينكه يه مطلبي رو در مشرق خوندم مجبور شدم يه مطلبي در اين رابطه بنويسم.
ببينيد ما الان در يك دوره اي قرار گرفتيم كه چه بخواهيم و چه نخواهيم قرعه بنام ما افتاده ؛همونطور كه بچه بسيجي هاي دوران سياه اصلاحات(76 تا 84 ) تجربه كردند و اون موقع هم قرعه بنام اونا افتاده بود؛ مهمترني وظيفه ما در اين دوره تشخيص و تميز دادن درست و غلط هست. خوب طبيعيه كه وقتي يه دولتي با حزبي متفاوت از دولت گذشته مياد و وارد صحنه ميشه،شروع ميكنه به تغيير و تحول در اكثر پستها و مقامات مربوط به دولت( از سطح وزير گرفته تا مديران و معاونين ) اين حق مسلم يك رئيس جمهور هست كه افرادي رو كه ميتونه با اونها راحت كار بكنه و در نتيجه بتونه وظايف خودش رو به نحو احسن انجام بده ، اتخاب بكنه؛
ولي خوب اين وسط يك سري مسائلي هست كه چه بخواهيم و چه نخواهيم متأسفانه اجتناب ناپذير هست هرچند بارها و بارها اين نكته توسط مقام معظم رهبري به مسئولين تذكر داده شده ولي كو گوش شنوا؟
اين مسئله همون ايراد گيري به كارهاي دولت قبل و سياه نمايي هاي بيش از اندازه از وضعيت كشور هست.
متأسفانه دولت تدبير و اميد هم اين اشتباه رو تكرار كرده آنهم در سطح فوق العاده بالايي دچار اين اشتباه شده؛ طبيعتاً دولت مردان قبلي هم هركدام در حوزه ي مربوط به خودشان در مقابل انتقادات و ايراداتي كه توسط دولت مردان فعلي صورت ميگيره، پاسخ ميدهند، ( يا در صدا و سيما و يا در جلسات سخنراني در دانشگاه ها و ... ) البته هنوز هيچگونه اظهار نظري از جانب شخص محمود احمدي نژاد صورت نگرفته است.
اين اختلاف نظرها و انتقادات صورت گرفته توسط دولت جديد نسبت به دولت قبل متأسفانه با شدت بيشتري به سطح جامعه منتقل يافته است؛ بطوري كه در دانشگاه ها ، مساجد، محافل عمومي ، شبكه هاي اجتماعي و حتي در جشنواره ي فيلم فجر و ... شاهد اين قضيه هستيم.
بعضي افراد هستند كه ما به آنها ميگيم "معاند واقعي نظام " اين افراد همونطور كه در سال 84 مسئول تحريك و تمسخر طرفداران و اعضاي ستاد هاشمي بودند و يا در سال 88 مسئول تحريك و تهييج طرفداران و اعضاي ستاد حسين موسوي و مهدي كروبي بودند ، متأسفانه همين افراد اين بار با برخي تغييرات در گفتار و رفتار مسئول ايجاد يأس و نااميدي و تمسخر در بين هواداران كانديداهاي شكست خورده انتخابات 92 هستند و جاي تأسف اينجاست كه با وجود اينكه اين افراد معاند واقعي هستند ولي همچنان مشغول برهم زدن روحيه و آرامش جامعه هستند.
متأسفانه در اين بين برخي از افرادي كه هنوز سابقه ي خودشان را خراب نكرده اند نيز دچار غفلت شده و گاهاً حرفي مي زنند كه نبايد بزنند و به طور كاملاً نا خود آگاه منجر به ايجاد اختلاف مي شوند.

در اين بين وظيفه ما چيست؟

آ يا بايد دشمنانمان را شاد بكنيم؟ و يا اصلاً آنقدر بي تفاوت باشيم كه دولت هركاري را كه دلش خواست انجام بدهد؟

ببينيد الان بدنه ي اصلي دولت ، وزارتخانه ها ، ادارات و ساير نهاد هاي مربوط به دولت اكثراً در اختيار اصلاح طلبان افتاده است. خوب الان بايد هي دولت رو تخريب بكنيم كه چرا مثلاً در فلان وزارت خانه بجاي اينكه يك وزير اصولگرا قرار داده بشه، يك وزير اصلاح طلب گذاشته شده؟
خوب اگه اين كارو بكنيم كه درست مثل اصلاح طلبان شروع كرديم به سهم خواهي از دولت!
خوب مگه نگفتيم كه رئيس جمهوري موفق هست كه با افرادي كه باهاشون راحت تر كار ميكنه رو بياره و در نتيجه وضع ممكلت رو بهبود ببخشه؟ خوب اينم همون قضيه هست ديگه؛

البته بايد اين استثنا رو هم قائل بشيم كه آقاي رئيس جمهور و كلاً اعضاي كابينه و معاونينشون تا يه حدي ميتونن پيش برن و در واقع يك خط قرمزهايي هم هست كه بايد رعايت بكنند و اين خطوط قرمز عبارت است ولايت و فتنه؛

اين مسئله رو هم بايد قبول داشته باشيم كه هرگز هيچ رئيس جمهور با هدفي بجز پيشرفت كشور وارد عرصه نميشه و حسن روحاني هم از اين قضيه مستثنا نيست؛

در عين حال بايد با توجه به فرمايشات حضرت آقا به اين دولتي كه تازه بر سر كار اومده فرصت داد كه كارها و برنامه هاش رو اجرا بكنه.

حال وظيفه ي ما در اين بين چيست؟
از اين دولت حمايت بكنيم يا نه ؟

متأسفانه در كشور ما بزرگترين ضعفي كه همه مون دچارش هستيم اينه كه يا از فردي آنقدر حمايت ميكنيم كه خود اون شخص هم در اثر اعتماد به نفس كاذب و در اثر اين حمايت بيش از اندازه ازش دچار انحراف ميشه و يا آنچنان ميكوبيمش كه انگار آن فرد همان فرد قبلي نيست؛

اگر خوب دقت كرده باشيد ، متوجه منظور من خواهيد شد؛

در اواخر دولت سازندگي هاشمي چقدر از وي انتقادشد؟
در اوايل دولت اصلاحات خاتمي چه كساني از وي حمايت كردند و در اواخر چه شد؟
از سال 84 تا 90 چقدر از محمود احمدي نژاد حمايت شد؟ از سال 90 تا پايان كار دولت چقدر تخريب؟

چرا بايد خبرگزاري ها و يا سايتهاي خبري و تحليلي كه در طول 8 سال گذشته حامي واقعي دولت نهم و دهم بودند، حالا بايد به منتقدان اصلي دولت يازدهم تبديل شوند؟ و يا برعكس رسانه ها و روزنامه هايي در طول 8 سال كلمه به كلمه ي دولت احمدي نژاد رو مور دانتقاد قرار مي دادند، ولي الان همين رسانه ها تبديل شده اند به حاميان گفتمان اعتدال؟
همه ي اين ها برميگرده به اينكه نه ما حمايت كردن هامون رو از دولت ها بلد هستيم ، نه انتقاد كردن هامون رو بلد هستيم، نه دولت هامون ظرفيت حمايت شدن رو از خودشون نشون دادن و نه دولتها تاب و تحمل انتقاد رو نشون دادند؛ (البته اينجا لازمه كه بدون هيچ گونه تعصبي بايد عرض بكنم كه آستانه ي تحمل احمدي نژاد بسيار بالاتر از هاشمي و خاتمي و حتي در مقايسه با اين 6 ماه روحاني مي باشد)

ما هنوز يادنگرفتيم كه چطور از فرد يا دولتي حمايت بكنيم و يا انتقاد بكنيم؛

وقتيكه همون هايي كه در اوايل دولت اصلاحات هزاران اميد و آرزو(هرچند خلاف باور ها و اعتقادات ما) رو در سرشون مي پروراندند، ولي وقتيكه بعد از گذشت 8 سال و بعد از اينكه هيچ يك از شعارها و وعده هاي رئيس جمهور محبوبشان رو عملي نديده بودند، همان افراد در دانشگاه تهران رئيس جمهور را " هو " كردند؛ داستان احمدي نژاد هم دردآور تر از خاتمي بود؛ بعد از ماجراي خانه نشيني احمدي نژاد همه ي خاطرات خوب و تكرارناشدني احمدي نژاد به تلخ ترين شكل ممكن خراب كرد.

پس ما بايد ياد بگيريم كه چگونه و تا كدام مرز و خطوطي از دولت ها حمايت بكنيم و انتقاد؛

وقتيكه رهبر انقلاب مي فرمايد كه هنوز آغاز كار دولت هست و بايد به دولت فرصت داد، اين وظيفه ي ماست كه از دولت حمايت بكنيم ولي اين به اين معنا نيست كه چشمانمان را ببنديم و هيچ چيز را نبينيم؛ بايد لحظه اي انحراف را ناديده نگيريم و بايد گوشزد بكنيم؛

اما كلامي هم با جناب رئيس جمهور ( هرچند بعيد مي دانم كه جناب ايشان و يا مشاورينش فرصتي براي خواندن اين مطلب داشته باشند)
آقاي دكتر روحاني!
شما رئيس جمهور قانوني و چهار ساله ي ما هستيد؛ شما همانگونه كه خودتان در اولين مصاحبه ي مطبوعاتي تان فرموديد، رئيس جمهور همه ي مردم ايران هستيد؛
آقاي رئيس جمهور ما هرگز مرام و مسلك اصولگرايي و انقلابي خودمان را زير پا نخواهيم گذاشت و هرگز همانند خس و خاشاكي كه آبروي سادات را هم خدشه دار نمودند، شما را متقلب نخواهيم خواند؛ بله همانهايي كه در مقابل رهبر انقلاب احمدي نژاد را متقلب ناميدند و اكنون هم در كابينه ي معتدل شما قرار دارند؛ بگذريم... در آن باب مسائل زياد است ...
آقاي رئيس جمهور ما هرگز توهين شما به 49 درصدي كه به شما رأي ندادن را فراموش نخواهيم كرد ولي خوب بخاطر فرمايشات رهبري در مورد حمايت از دولت تان فعلاً به قسمت بايگاني دلمان منتقل ميكنيم.
آقاي رئيس جمهور ما هرگز توهين شما به منتقدان توافقنامه ي ننگين ژنو را فراموش نميكنيم ولي باز هم بخاطر دستور امام خامنه اي ، بازهم به قسمت بايگاني دل هايمان منتقل ميكنيم.
آقاي رئيس جمهور ما هرگز توهين مشاور ارشدتان را به 49 درصدي كه به جناب تان ر‌أي نداده اند را فراموش نميكنيم ولي بازهم منتقلش كرديم به قسمت بايگاني دل هايمان؛
آقاي رئيس جمهور ما هرگز توهين سايت وزارت ارشاد تان را به احمدي نژاد را فراموش نخواهيم كرد ولي بازهم انتقال داديم به بايگاني
آقاي روحاني ما اظهارات تأسف بار رئيس دستگاهي ديپلماسي تان را هرگز فراموش نخواهيم كرد.
آقاي روحاني ما هرگز سياه نمايي هاي بي سابقه ي جناب تان را در گزارش 100 روزه فراموش نخواهيم كرد.
آقاي روحاني جالب است كه براي شخصي به بردباري و ماهري مثل شما در گفتگو و مناظره ها!!! به چه علتي شما و اعضاي دفترتان در انتخاب مجري و حتي چينش سوالاتي كه بايد از جناب تان پرسيده شود حساسيت به خرج مي دهيد!!!
آقاي روحاني مي ترسم كه در طول اين 4 سال آنقدر اتاق بايگاني دل هايمان را پر بكنيم كه مجبور بشويم اتاقي ديگر را نيز اجاره بكنيم!!!
جناب آقاي روحاني فقط به خاطر سفارش رهبرمان به شما فرصت مي دهيم كه در طول اين 4 سال بجاي اينكه اين تلخي ها را تكرار بكنيد، سعي بكنيد كه كمي با اقدامات اميد وار كننده تان تلخي اين وقايع را بكاهيد.
آقاي روحاني اين قدر هم به كف و سوت هاي اهالي هنر و سينما و روزنامه و خبرنگاران مورد دار و اغلب فراري كه با عنايت جناب تان فرصت عرص اندام پيدا كرده اند ، دلتان را خوش نكنيد مي ترسم اين سوت ها بجاي 8 سال بعد از 4 سال تبديل به " هو " بشوند.

غم آلود مباش! اين جماعت به نيش زدن عادت دارند؛ سالهاست كه به " هواي باراني" مي گويند " خراب"

از دوري ات آن قدر دلم پر است كه از چشمانم لبريز مي شود گاهي


مرگ بر آمريكا


آقاي رئيس جمهور درست است كه ما دانشجويان بي سواد هستيم!!!
ولي به روح شهدا قسم هرگز عزت و شرفمان را تقديم مستكبرين نخواهيم كرد

مرگ بر آمريكا

پلمپ اراده ها ممكن نيست...

سمباده هاي احمق!!!

آدم هايي كه ما را مي آزارند، مانند كاغذ سمباده هستند؛ آنها ما را مي خراشند و آزار مي دهند اما درنهايت ما صيقلي و براق خواهيم شد و آنها مستهلك و فرسوده

ساقي بزم شهادت گوزل انسانلاري سچدي